
عید قربان، نذر قربان، بشنو از من این زمان، / ای که نامت نیک گشته، در میان حاجیان، / در میان کوچه گر یکدم قدم را طی کنی، / چشمت افتد بر هزاران، خانه ی محتاج نان، / این یکی گوسفند و گاهی گاو و اشتر میکشد، / تا بیفتد پیشوند اسم او، حاجی فلان، / آن یکی از بهر نانی، بار مردم می کشد، / کی خدا گوید، تو حاجی باش و آن باشد غلام؟ ، / عید قربان، عید بخشش، یک سوال از این جوان، / حاجی آقا، رخصتی گویی بپرسم با زبان، / کله و دلبندی، قربانی حاجی چه شد!؟،/ کس ندیده؟،ران و سر دست و بناگوش و زبان!؟، / نذر قربانی دهی بر خانه!؟، این قربانی است!؟، / این که قربانی ...
ادامه مطلب