آخرین حجِّ محمّد، سالِ دَه /
الْوِداع، ای کعبه ی خورشید و مَه/
میرسد هر کاروان از قبله گَه/
بر غدیر خُم، توقفگاهِ، رَه/
می شود نازل ز ربَّ العالمین/
آیه ی تبلیغ ، در این سرزمین/
حق چنین خواهد، صلاحِ مؤمنین/
یک ولی، مِن بعدِ، ختم الْمرسِلین/
آنچه نازل گشته از سوی خدا/
بهر ابلاغ است در این ماجرا/
وحی ،گر اینجا نگردد بر ملا/
در رسالت نیست کامل کارِ ما/
با خبر شد، آنکه رفته از غدیر/
بی اثر شد راه،بر بُرنا و پیر/
آنکه رفته باز میگردد ، به خُم/
می رسد آنکس که جا مانده ز خُم/
پس نبی،بعد نمازش خطبه گفت/
خطبه را روی جهازِ ناقه گفت/
حمد رب گفت و ستایش ها ز رب/
در پناه رب و یاری های رب/
از فِراغ خود ز دنیا گفت ،او /
حوض را، وصل و مصلی گفت، او/
گفت ای مردم، شما را بعد من /
بر کتاب و عِتْرتم دارم سخن/
گفت : ربِّ من، ولی باشد مرا/
بهتر از من،او وصی باشد مرا/
من ولی هستم برای مؤمنان/
بهتر از من هست آیا بینتان؟/
همصدا گفتند:حُجّاجِ مکان/
ای نبی ،تنها تویی مولایمان/
بر فراز آسمان ، دست نبی/
مُنجلی شد دست در دست علی/
گفت: هر کس را که من مولای او /
پس علی هم میشود مولای او/
دوستی با بیعت و دست علی/
دوستی، چون بر خدا و، بر نبی/
هر که دشمن شد ز رُخسار علی/
دشمن رب است و دشمن بر نبی/
دست در دست علی همسایه شد/
زیر نخلِ خُم ،علی هم،آیه شد/
آیه ی، اَلیَومَ اَکمَلْتُ لَکُمْ/
دینَکُمْ،اتمَمْتُ نعمَتْ،اهل خُم/
سراینده : علی دروگر
برچسب:
نویسنده: باربد نظری