خرید بک لینک
AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

خوش خوشک، بر لب جوی،میروم سوی قنات/
تا بنوشم ز سرا چشمه ی آن،جرعه ای آب حیات/

در گذر از لب جوی،میرسم من به زمینی پر آب/
که همین شنبه قبل،پر ترک بود ز بی آبی آب/

ناگهان فریادی،آنطرف گفت که "آور و بندن"/
"آو بر او ور شو، برن،بل خور ور بندن"/

و کشاورز ما، دست ها را به دعا، سوی رب کرد رها /
ای خدا شکر تو را، چشمه آبی دادی،از دل کوه سخا/

میکشم راهم را،و از او میگذرم، تا رسم بر سر پر جوش قنات/
قدمتش را چه کسی میداند!؟،همردیف سجل رود فرات/

دامدار دو سه تا بره ی ناز، زیر لب خندان 1/
چون بسان هر روز،کر سرهنگ فقید، همچنان پر آب است /

آب کر آبخور،سگ و گوسفند و خر چوپان است/
سیسلینگ و جل و روباه و شغال، آب کر را دمکی مهمان است/

گه کلیژدک آنجا،گه چغوکی و گهی کفتر چاهی آنجا/
همه مخلوق خدا،جهت رفع عطش،میگذارند دمی پا آنجا/

از قضا فردا هم، من شنیدم ز کسی، نوبت آب کر است /
قسمت آب به زرع، آن زمانی بدهند، که کر از آب پر است /

دخل این قسمت آب، صرف خیرات ده آبیز است/
اینچنین خیراتی است، که قناتش ز کهن،لبریز است /

قدمت این خیرات،طبق برگ و اسناد،از زمان شه و سلطان باشد /
که فقط آب 1 یازده روز و شبش، در ید خان باشد /

نظری جلب نمود،فکر خان را آنروز،که برای نظر خلق بکوش/
یازده را به یکی مهلت ده،مهلتی بر لب احشام و وحوش/

بانی این خیرات،نام او بر برکه،لایق است البته/
کر سرهنگ شد و، همه را شامل شد،صاحب آن خطه/

از میان کشمو،همردیف لب جو،میرسم من به قنات/
کوری چشم "عدو"،چه گوارا، چه روو، آب کر،آب قنات/

همگی میدانیم،1 آب قنات، 1 آن 1 است /
همه ی خون و رگم،تا دم مرگ حیات،"وقف"این آبیز است /

برچسب: نویسنده: باربد نظری تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 2:25

صفحه بندی