خرید بک لینک
گفتم از روی ادب،ای زنده چشمت در جهان/

هر ورق از زندگی،راهی است بر سوی خزان/

یک نفر این دفترش،صد برگ و آن یک،کم ز سی/

حکم امضای اجل،هم پیر باشد هم جوان/

خوشنویس عالم و نقاشِ هفتِ آسمان/

همچو استاد است و شاگردش تویی این را بدان/

دیکته گوید، تا ببیند ای بشر ،املای تو/

واژه از مهر است و نیکی،از نماز و از اذان/

وازه بسیار است و ظلم وکفر هم یک واژه اند/

لیک کم باشد،ورق ها،فوق آن ،تا پای جان/

صحبت رب،همچو این دنیا همان آزادی است/

خواه خیر و خواه شر،هر یک به این دفتر بخوان/

نمره هم روشن بود از سوی رب بر خیر و شر/

بیست از خیر است و شر هم ،دو فقط افتد ز آن /

کس نداند از عددهای ورق هایش،فقط

مینویسد تا به هنگام اجل،مشقی در آن/

پس مبادا برگ اول پر ز رسوایی شود/

تا نباشد جا برای خیر،حتی با زبان/

پاک کنِ این برگ بد خط،،واژه های توبه است/

نمره ی صد آفرین است،با فقط اشهد در آن/

گر کنون پایان رسید این دفتر از سوی خدا/

مرحبا،ورد زبان است رحمتت در این جهان/

ای خدا،این خندقی را خواهشی باشد چنین:/

اندکی ارفاق کن بر نمره ام،ای مهربان/

برچسب: نویسنده: باربد نظری تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 20:23

صفحه بندی