به تاکستان،شتابان رفت،ملا**********برای چیدن انگور،از جا
میان پارچه پیچید و لگد گرد***********برای آب انگوری، گوارا
به روی دیگ،بر رسم حلالی*********زدش خاکِ سفیدِ سنگ خارا
بجوشد،تا کفی پیدا بگردد**********به صافی ریزد اینک، آب و کف را
کمی باید بجوشد،بار دیگر،*********کنون آماده گشته ،شیره ی ما
بدان،ملا حسن،در حین این کار******تغاری هم،پر از کف کرده بر پا
بریزد کف بروی شیره اینک********کمی هم تخمِ مرغی کرده آن را
برای سفتی حلوا،شروع کرد********به روی آتش اینک همزنی را
به کنجدهای بریان هم نظر کن*********اضافه گشته،هنگام مهیا
کمی هم پسته و بادام و گردو******عجب حلوای مشتی،گشته ملا!
به این سن و چنین کاری ز ملا**********زبان باید بگوید،باریکلا
علمبندان،به نذرش، کربلائی***********دهد حلوا،عزاداران آقا
یکی از مایه های افتخار است********چنین رسمی برای خندقی ها
برچسب:
نویسنده: باربد نظری