خرید بک لینک
22970068309004798821.jpg

به تاکستان،شتابان رفت،ملا**********برای چیدن انگور،از جا

میان پارچه پیچید و لگد گرد***********برای آب انگوری، گوارا

به روی دیگ،بر رسم حلالی*********زدش خاکِ سفیدِ سنگ خارا

بجوشد،تا کفی پیدا بگردد**********به صافی ریزد اینک، آب و کف را

کمی باید بجوشد،بار دیگر،*********کنون آماده گشته ،شیره ی ما

بدان،ملا حسن،در حین این کار******تغاری هم،پر از کف کرده بر پا

بریزد کف بروی شیره اینک********کمی هم تخمِ مرغی کرده آن را

برای سفتی حلوا،شروع کرد********به روی آتش اینک همزنی را

به کنجدهای بریان هم نظر کن*********اضافه گشته،هنگام مهیا

کمی هم پسته و بادام و گردو******عجب حلوای مشتی،گشته ملا!

به این سن و چنین کاری ز ملا**********زبان باید بگوید،باریکلا

علمبندان،به نذرش، کربلائی***********دهد حلوا،عزاداران آقا

یکی از مایه های افتخار است********چنین رسمی برای خندقی ها

برچسب: نویسنده: باربد نظری تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 20:23

صفحه بندی